تبلیغات
حجاب و عفاف - پیامبری از خودمان
چکیده: وارد مسجد شد، چیزی می‌دید آن چیزی نبود که او از پیامبر خاتم تصور کرده بود تخت و تاج و کاخش کجاست؟؟؟ در تمام طول مسیر تا مدینه پیامبری در ذهنش ساخته بود که میان درهم و دینار نشسته و از کرمش بذل و بخشش می‌کند و مردمان را با زر مسلمان می کند.
                                                   
  (حجاب و عفاف)                
حجاب و عفاف

وارد مسجد شد، چیزی می‌دید آن چیزی نبود که او از پیامبر خاتم تصور کرده بود، تخت و تاج و کاخش کجاست؟؟؟
در تمام طول مسیر تا مدینه، پیامبری در ذهنش ساخته بود که میان درهم و دینار نشسته و از کرمش بذل و بخشش می‌کند و مردمان را با زر مسلمان می کند
اما آنچه می‌دید مکانی بود ساده، که شباهتی به کاخ نداشت و طلایی هم تقسیم نمی‌شد.
 در میان جمعیت هم  نه کسی تاجی به سر داشت نه لباس زرکوبی بر تن که بشود پیامبر خیالاتش.
در میان بهت از حاضرین سراغ  پیامبر خاتم را گرفت، او که جامه‌ی ساده‌ای به تن داشت با چشمانی مهربان و لبخندی گیرا.
مرد عرب جلو رفت و عرض درخواست کرد، پیامبرهم بخشش کردند اما او از پیامبر در میان دینار خوابیده‌ی رویاهایش بیش از این توقع داشت از عصبانیت کلامی به زبان راند، 
در میان اصحاب، به پیامبر توهین شد؟؟؟
صدا بالا گرفت اما در این میان باز هم تنها منجی پیامبر بود، پیامبری از جنس خودمان،[1] نه از کسری نشینان بود و نه پسر خدا. او خلق عظیمی از خودمان بود.[2]او همان انسانی بود که در سوره مبارکه قلم خداوند او را این گونه ستوده بود: «وَ إِنَّک لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ؛ تو ای پیامبر دارای اخلاق بزرگی هستی.»[3]

==================================
پی‌نوشت:

[1]الكهف آیه : 110[ .قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا]
[2]اعرابی و رسول اکرم(ص)، برگرفته از داستان و راستان شهید مطهری
[3]قلم، آیه 4






طبقه بندی: متفرقه،  تربیتی، 
برچسب ها: تخت و تاج، پیامبر خاتم، سوره مبارکه قلم، اخلاق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 24 بهمن 1393 توسط : داود