تبلیغات
حجاب و عفاف - مطالب دلنوشته حجاب
   (حجاب و عفاف) 

حجاب و عفاف

کنار خیابان منتظر تاکسی ایستاده بود. باد شدیدی می‌آمد، نزدیک غروب بود، هوا کم کم داشت تاریک می‌شد. آسمان نم نم داشت به حال مردمان گریه می‌کرد. باد که می‌آمد چادرش در باد موج نمی‌خورد، چادرش را هم هر چه محکم تر می‌گرفت ماشینی رد نمی‌شد. در همین حال سه تا دختر دیگر هم آمدند و منتظر تاکسی ایستادند، لباس‌هایشان مناسب نبود، حتی باران هم باعث این نمی‌شد که شال‌هایشان را کمی بسته‌تر به سر کنند؛ هر چند لحظه یکبار باد باعث کشف حجابشان می‌شد و آن‌ها با بی‌رغبتی دوباره شال‌ها را به سرشان می‌کشیدند. چند لحظه‌ای نگذشته بود که یک ماشین ترمز کرد و دخترها با خنده و ناز سوار ماشین شدند.
بانوی مشکی‌پوش ماند و خیابان و اشک‌های آسمان. بعد از چند دقیقه تاکسی آمد، پیرمرد با مهربانی او را بابا خطاب می‌کرد و از اوضاع زمانه برایش می‌گفت. تعریف می‌کرد که خانم‌ها با بی‌حجابی، امنیت را از خودشان و جامعه گرفته‌اند.
می‌گفت که در بزرگراه که می‌آمده یک ماشین که سرنشینانش دو پسر و سه دختر بوده‌اند چپ کرده، انگار که پسرها قصد ربودن دخترها را داشته‌اند و دخترها هم حجاب مناسبی نداشته‌اند. از آن به بعد بانوی مشکی پوش چادرش را محکم‌تر بغل می کرد. و با دقت بیشتری به کلام شهید مطهری می‌اندیشید که فرموده بود: حجاب مصوونیت است نه محدودیت.[1]
_____________________________________
پی‌نوشت:
[1]http://yamojir.com/fa/panahian/2350-88-09-17-حجت-الاسلام-والمسلمین-پناهیان
[1]برگرفته از کتاب مجموعه آثار جلد 19 صفحه 450  نویسنده: استاد شهید مرتضی مطهری




طبقه بندی: دلنوشته حجاب،  حجاب دختران،  تربیتی، 
برچسب ها: کشف حجاب، دختر، حجاب مناسب، شهید مرتضی مطهری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 خرداد 1394 توسط : داود
   (حجاب و عفاف)
حجاب و عفاف


عنابیه عنابی. آره رنگ سال عنابیه. آقا ببخشید این کفش عنابیه چنده؟؟؟
پای سخن هر فردی که بنشینی از خرید عید برایت می‌گوید از قیمت‌ها، از اجناس، از شلوغی بازارها. میان سخنان به ترکیبی ناآشنا بر می‌خوریم. رنگ سال.
شاید کمتر از15 سال باشد که نمی‌دانم کجای دنیا و چه نهادی و با چه صلاحیتی و با چه معیاری رنگی را انتخاب می‌کند و با قلموی رسانه شروع به همرنگ کردن آدمیان می کند.[1]
ما هم به دنبال توهم زیبایی هر چه که رنگ سال دارد را می‌خریم و با اسم مد، توهم مدرنیته در خودمان ایجاد می‌کنیم و بدون توجه به تفاوت‌های اخلاقی، شخصیتی، اجتماعی فرهنگی و جسمانی ، همگی یک رنگ می شویم اما چه یکرنگی ؟؟؟
کاش در یکرنگ شدن به رنگ خدا اینهمه تلاش می کردیم.
همان رنگی که قرآن فرموده: «این رنگ خداست و رنگ چه کسی از رنگ خدا بهتر است ما پرستندگان او هستیم.»[2]

___________________________________________
پی‌نوشت:
[1]http://www.beytoote.com/mode/mode/pantone2-color2015.html
[2] «صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدونَ»سوره البقرة آیه : 138





طبقه بندی: حجاب دختران،  دلنوشته حجاب، 
برچسب ها: رنگ سال، اخلاق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 خرداد 1394 توسط : داود
چکیده: زندگی خوبی داشتند. مردی صبور، زنی فداکار، فرزندی سالم، خانه ای نقلی، روزی‌ای کافی،... زندگی زیبا بود به زیبایی اولین قدم‌هایی که فرزندشان برداشت به زیبایی لذت بردن از آنچه داشتند به زیبایی غیرتی که مردش داشت.

                                                         (حجاب و عفاف)
حجاب و عفاف

زندگی خوبی داشتند. مردی صبور، زنی فداکار، فرزندی سالم، خانه ای نقلی، روزی‌ای کافی،.
زندگی زیبا بود، به زیبایی اولین قدم‌هایی که فرزندشان برداشت به زیبایی لذت بردن از آنچه داشتند به زیبایی غیرتی که مردش داشت.
زیبایی های زندگی شان کوچک بود ولی بسیار.
هیچ کس نمی‌داند آن روز کدام ورق از تقویم بود که زن این زندگی به دنبال آسایشی بیشتر سراغ فروشندگی در یک مغازه رفت، او و همسرش امیدوار بودند به روزهایی با آسایش بیشتر.
اما انگار این رونق، احتیاج به چیزهایی بیشتر داشت. چادر از سر برداشتن و آرایش کردن و...البته به قول خودشان راحت‌تر بودن.
خلاصه او خیلی راحت شده بود، نه سنگینی چادرش بود، نه تنگی مقنعه‌اش، نه به قول خودش غیرت خفه کننده‌ی مردش و در اواخر حتی فرزندش هم نبود، حتی خودش هم نبود، تابلویی شده بود رنگی، از خط خطی‌هایی که قرار بود او را راحت‌تر کنند.
حالا دیگر خودش هم یادش نمی‌آید، او به دنبال آسایش بیشتر رفته بود، و حالا دیگر خانواده‌ای نیست که برایش آسایشی بیاورد. 
و ای کاش قبل از ورود به عرصه کار این روایت حضرت زهرا را می‌دید که فرمودند: «هیچ كس جز خداوند نمی داند كه من چقدر خوشحال شدم از اینكه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم كارهاى بیرون از خانه را به عهده من قرار نداد و مرا از مراوده با مردان نجات داد.»[1]

_____________________________________________
پی‌‌نوشت:

[1]وسائل ‏الشیعة ج : 20 ص : 172 ،بَابُ اسْتِحْبَابِ خِدْمَةِ الْمَرْأَةِ زَوْجَهَا فِی الْبَیْتِ حدیث 89






طبقه بندی: حجاب دختران،  دلنوشته حجاب،  سیره معصومین(علیهم السلام)، 
برچسب ها: آرایش، حضرت زهرا، رسول خدا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 بهمن 1393 توسط : داود
چکیده: درست یادم نمی‌آید کلاس چندم دبستان بودم، امتحان جمله سازی داشتیم یادش بخیر راحت ترین جملاتی که می شد بسازیم این بود، که من ......را دوست دارم ،من .....را دوست ندارم. یکی از کلمات امتحان چادر بود، من نوشتم من چادر را دوست دارم
                               (حجاب و عفاف)
حجاب و عفاف

من چادر را دوست دارم
با کلمات زیر جمله بسازید
چکمه 
چادر
چمدان 
چوب
درست یادم نمی‌آید کلاس چندم دبستان بودم امتحان جمله سازی داشتیم یادش بخیر راحت ترین جملاتی که میشد بسازیم این بود که من ......را دوست دارم ،من .....را دوست ندارم. یکی از کلمات امتحان چادر بود من نوشتم من چادر را دوست دارم معلم جمله‌ی مرا بلند خواند و خندید: من چادر را دوست دارم؟؟؟ چرا ؟؟؟
خانم اجازه مامانمون .....حرفم را قطع کرد 
بله دیگه ماماناتون مغزاتونو شست و شو دادن.
بلند بلند حرف میزد، دست هایش را تکان میداد، من نفهمیدم چه می گوید، شاید هم یادم نمی‌‌‌‌آید
فقط یادم است دوستم هم جمله‌اش مانند من بود او هم چادر را دوست داشت، اما بعد از حرف های معلم یک ن بر سر دوست دارمش اضافه کرد.
دیگر یادم نمی‌آید چه شد که به این سرعت زمان گذشت و سال های بعد دوستم را می‌دیدم اما او مرا نمی شناخت شاید نمیخواست که بشناسد، تغییر کرده بود دیگر آن دوست دوران دبستان نبود. سال های بعد خبر ازدواجش را شنیدم برایش آرزوی خوشبختی کردم اما باز هم سال های بعد خبر از او شنیدم طلاق با وجود یک فرزند دختر .
باز هم خبر خبر، خبر دخترش رفت و دیگر نیامد .خودش ماند و ن هایی که بر سر دوست دارم های زندگی‌اش اضافه کرده بود. خودش ماند و ن هایی که بر سر راه فطرت خودش ایجاد کرده بود. و چه زیبا فرمودند پیامبر بزرگوار اسلام «هر نوزادی با فطرت خدایی به دنیا می آید و پرورش می یابد، مگر این كه پدر و مادر او را به سوی یهودی‌گری یا مسیحی‌گری بكشانند.»[1]

-----------------------------------------------
پی‌نوشت:

[1]بحارالانوار ج 3 ص 281






طبقه بندی: حجاب دختران،  دلنوشته حجاب،  گفتار بزرگان، 
برچسب ها: فطرت خدایی، پیامبر، طلاق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 بهمن 1393 توسط : داود
چکیده:دشمنای دین حجاب کسانی رو می‌تونند یواشکی بردارند که از همون اول هم جز یک پارچه نازک چیزی نمی‌پوشیدند، چیزی شبیه لواشک، نازکِ نازک، آری شما فقط می‌توانید حجاب‌های لواشکی را یواشکی ببرید.

                                   (حجاب و عفاف)
حجاب و عفاف

دشمنان دین از نوکران بی‌هویت خود خواسته‌اند که به دختران پاک ایرانی بگن فرصت کردند حجابشون رو یواشکی بردارند، در مترو، در پارک و جنگل و .. و تصویر آن را متشر کنند.[1]

ولی آنها غافلند، که حجاب کسانی رو می‌تونند یواشکی بردارند که از همون اول هم جز یک پارچه نازک چیزی نمی‌پوشیدند، چیزی شبیه لواشک، نازکِ نازک، آری شما فقط می‌توانید حجاب‌های لواشکی را یواشکی ببرید، اما چه می‌کنید با حجاب آن دختر عفیف و نجیب و پاک ایرانی که حجاب را شناخت و استفاده کرد؟

اصلا مگر شما می‌توانید حجاب را از مسلمان ایرانی بگیرید در حالی که هر ساله برای مادرش فاطمه(س) و حجاب و عفاف او اشک می‌ریزد.[2]

مگر حضرت زینب(س) می‌گذارد شما حجاب را از دختری مسلمان بگیرید، فرض هم بگیرید؛ کافیست یک محرم بیاید و حضرت زینب(س) و حجابش را بیاد آورد.[3]

چه می کنید با آیات قران او، با کتاب آسمانیش چه می‌کنید؟[4]

مگر دختر ایرانی اجازه می‌دهد که شما او را شرمنده محبوبش کنید. خدا را چه کند آیه 31 سوره نور را چه کند.[5]

چه کند با معراج و اشک های پیامبرش که از عذاب زنان بی‌حجاب می‌گریست.[6]

بی حجاب شود؟ برای زندگی چند روزه دنیا؟ به چه قیمتی؟ نه، هرگز.

شما اگر با غول‌های رسانه‌ای خود  فریاد هم بزنید دختر مسلمان و پاک ایرانی بی‌حجاب نمی‌شود چه رسد به اینکه بخواهد یواشکی بی‌حجاب شود.

--------------------------------------------------

پی نوشت:

[1] فراخوان ضد انقلاب لندن‌نشین برای کشف حجاب در ایران
[2] حجاب فاطمه (سلام‌الله‌علیها) چگونه بود؟
[3] عفاف و حجاب در كربلا
[4] سوره نور، آیه 31 و سوره احزاب آیه 32 و 59
[5] وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ
[6] وسائل الشیعه،ج7،ص156








طبقه بندی: حجاب دختران،  دلنوشته حجاب،  تربیتی، 
برچسب ها: معراج، حجاب، بی‌حجاب، حضرت زینب(س)،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 بهمن 1393 توسط : داود



بابای من
خوب شد که نیستی
تا ببینی بعضی‌ها
یادشان رفته که امثال تو
برای آزادیِ همین‌ها رفتید.
یادشان رفته که آشکارا
دم از آزادی تن می‌زنند.
بابای خوبم
روزت مبارک




طبقه بندی: دلنوشته حجاب، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 توسط : مهدی منصوریان
  • تعداد کل صفحات : 12  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...