تبلیغات
حجاب و عفاف - مطالب داستان و راستان
روزی امام موسی بن جعفر علیه السلام از جلوی منزل بشرحافی می گذشت که صدای رقص و آواز از داخل منزل به گوش می رسید؛ کنیز بشر که در حال ریختن خاکروبه ها بود، به امام برخورد کرد، امام پرسید: ای کنیز صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟
کنیز گفت: آزاد و از اشراف زادگان است.
امام فرمودند: راست گفتى؛ زیرا اگر بنده بود از مولاى خود مى ترسید، و این چنین در معصیت گستاخ نمى شد.
این سوال زندگی و سرنوشت بشر حافی را تغییر داد و شد جزء توبه کنندگان.(1)
حال سوال این است:
آیا ما در افعالمان بنده ایم یا آزاد؟ در رفتار و گفتارمان چطور؟ آیا پوشش ما طبق گفته های مولایمان هست؟ آیا زندگی ما به بندگان خدا شباهتی دارد؟
آیا همان گونه لباس می پوشیم که خدا دستور داده؟ آیا در عفاف و حجابمان بنده ایم یا آزاد؟

(گروه حجاب و عفاف)
حجاب و عفاف
=============================
(1)روضات الجنات صفحه 232 ، پند تاریخ جلد 4 صفحه 232




طبقه بندی: حجاب پسران،  حجاب دختران،  داستان و راستان،  گفتار بزرگان،  تربیتی، 
برچسب ها: امام موسی بن جعفر علیه السلام، بشرحافی، آزاد، اشراف زادگان، عفاف و حجاب، معصیت، رقص و آواز،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 خرداد 1392 توسط : داود
در حالی که عصبانی بودم وارد منزل شدم، صدای آواز همسایه ام که بشدت بلند بود بر عصبانیتم افزود، رفتم درب منزلشون گفتم: آقای محترم، اگه امکان دارد کمی آهسته تر تمرین آواز کنید اینجا آپارتمان است. او هم خیلی راحت گفت: آبجی، چهار دیواری اختیاری ،صدای من هم اگه شما رو آزار میده می تونید کمی پنبه داخل گوشتون بزارید.
در ضمن مشکل این آپارتمان فقط صدای من است که شما دائما به من تذکر می دهید، بروید مشکلات دیگر ساختمان رو حل کنید.
دقت که کردم دیدم حرف منطقی ای بود. آخه خود من از همین منطق برای پاسخ، بسیار استفاده کرده بودم نمونه اش همین امروز بود که آقایی به من گفت:
 خانم، میدونید که زن و مرد نسبت به یکدیگر حساسند، گفتم بله؛ چطور؟ گفت: بی حجابی و آرایش نامناسب شما من رو خیلی اذیت می کند خواهش می کنم پوشیده تر در جامعه حاضر شوید؛ که من با عصبانیت به او گفتم: خوب، نگاه نکن تا اذیت نشی، به من چه مربوط که شما اذیت می شوید، در ضمن مگر فقط من توی این جامعه بی حجابم که به من تذکر می دهید.
البته جواب آقای همسایه  از جوابی که من به آن جوان دادم منطقی تر بود چون من در جامعه و در محیطی عمومی باعث سلب روانی اجتماع شده بودم ولی همسایه ام در محیطی بسته و بقول خودش چهار دیواری، باعث سلب روانی من شده بود.
حجاب و عفاف




طبقه بندی: حجاب دختران،  داستان و راستان،  پرسمان، 
برچسب ها: عصبانی، منزل، همسایه، آواز، آپارتمان، چهار دیواری اختیاری، آرایش،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 توسط : داود

با توجه به مطالب گذشته مشخص شد که فلسفه حجاب و پوشش زن در اسلام چیزی فراتر و بالاتر از ریاضت و رهبانیت مرد، حس حسادت مرد، حقیر بودن زن، عدم امنیت اجتماعی و ... می باشد. شاید برخی از این موارد را بتوان تا حدودی دارای تاثیر در تشریع حجاب دانست، امّا این  عقیده در نگاه اجمالی و اولیه به نظر می رسد و با تأمل و دقت نظر در وضع قانون حجاب و روایات معصومین علیهم السلام، امر دیگری نمایان می شود و آن " بالا بردن ارزش و جایگاه زن " است.
زن بنابر وضعیت فیزیولوژیکی که نسبت به مرد دارد، در می یابد که از لحاظ جمسی یارای مقابله با مرد را ندارد و اگر بخواهد در عرصه ی خانه و اجتماع با مرد زور آزمایی نماید، از عهده ی او بر نمی آید و قطعا شکست خواهد خورد. امّا یک نکته ی دیگری در اینجا مشخص و واضح است و آن اینکه مرد یک نقطه ی ضعف بزرگی دارد که خداوند در وجود او نهاده است و او را از این طریق وابسته و محتاج زن کرده است! عشق و عاطفه ای که خداوند در مرد قرار داده است با معشوقیت زن ارضاء و کامل می شود.
وقتی كه زن مقام و موقع خود را در برابر مرد یافت و نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست، همانطور كه برای به زانو در آوردن مرد، متوسل به زیور و خودآرائی و تجمل می شود تا مرد تصاحب كند ، از سوی دیگرمتوسل به دور نگهداشتن خود از دسترس مرد نیز می شود. زنان دریافته اند كه نباید خود را رایگان و در دسترس قرار دهند بلكه باید آتش عشق و طلب مرد را تیزتر كنند و در نتیجه مقام و موقع خود را بالا ببرند .
مولوی ، عارف نازك اندیش و دوربین خودمان مثلی بسیار عالی در این زمینه می آورد ، اول درباره تسلط معنوی زن بر مرد می گوید :

زین للناس حق آراسته است

زانچه حق آراست چون تانند رست

چون پی یسكن الیهاش آفرید

كی تواند آدم از حوا برید

رستم زال ار بود ، وز حمزه بیش

هست در فرمان اسیر زال خویش

آنكه عالم مست گفتارش بدی

كلمینی یا حمیرا می زدی

آنگاه راجع به تأثیر حریم و حائل میان زن و مرد در افزایش قدرت و محبوبیت زن و در بالا بردن مقام او و در گداختن مرد در آتش عشق و سوز ، مثلی لطیف می آورد : آنها را به آب و آتش تشبیه می كند ، می گوید مثل مرد مثل آب است و مثل زن مثل آتش ، اگر حائل از میان آب و آتش برداشته شود آب بر آتش غلبه می كند و آنرا خاموش می سازد ، اما اگر حائل و حاجبی میان آن دو برقرار گردد مثل اینكه آب را در دیگی قرار دهند و آتش در زیر آن دیگ روشن كنند ، آنوقت است كه آتش آب را تحت تأثیر خود قرار می دهد ، اندك اندك او را گرم می كند و احیانا جوشش و غلیان در او به وجود می آورد ، تا آنجا كه سراسر وجود او را تبدیل به بخار می سازد . می گوید :
آب غالب شد بر آتش از لهیب

زآتش او جوشد چو باشد در " حجیب "

چونكه دیگی حایل آمد آن دو را

نیست كرد آن آب را كردش هوا {1}

 بنابراین تشریع حجاب و پوشش در قانون اسلامی برای حفظ و بالا بردن مقام زن در اجتماع بوده است و با این کار در واقع استثمار مردان بر زنان و تحقیری که از جانب آنها روا می شود را کاهش داده است. که البته اگر زنان دارای پوشش نباشند و خود را در معرض دسترس راحت و رایگان قرار دهند بعد از مدتی ارزش خود را از دست داده و جریان برعکس شده و این زن است که باید بدنبال مردان باشد! همچنانکه شاهد این قضیه در کشور های غربی و به ظاهر مدافع حقوق زنان هستیم که با شعار آزادی زنان، از زنان بهره کشی جنسی و کاری می کنند و در راه منافع خود بهره می گیرند.
در غرب، با شعار حقوق بشری و رفع تبعیض علیه زنان و به راه انداختن جنبش فمینیستی که اوج این حرکت بود، هرچند عکس العمل زنان به این واقعه کاملا طبیعی و منطقی بوده است و زنی که سالها تحت ظلم و سلطه ی مردان بوده است به سمت این گزاره ها کشیده می شود اما باید به پشت این جریان نیز توجه دقیق کرد!
این جریان با نقض کردن نظام آفرینش و اینکه در واقع وضع حکم حجاب به منظور حفظ جایگاه زنان بوده است؛ سه هدف اساسی را دنبال کرده است:

- انگیزه جنسی: ویل دورانت در كتاب لذات فلسفه مى نویسد:
«حسّ زیبایى شناسى و فرومایه مرد نوین، كار را بدتر كرد؛ زیرا مرد نوین، تن باریك لاغر را پسندید. بدین گونه كه زنان بیش از پیش از آوردن كودكان، ناتوان گشتند و هرچه توانستند از مادر شدن گریزان گشتند و آن را به كمترین حد ممكن رساندند. شوهرانشان نیز تا حد زیادى با آنان همراه گشتند و بى آنكه كه خود تقصیرى داشته باشند، ندانستند كه خرج كودكان، كمتر از خرج میخانه ها است. پس از آنكه وسایل پیشگیرى از آبستنى، دور را به كمال رساند و بى سروصدا به آزادى زن ((از تربیت كودكان )) كمك كرد؛ دیگر زن فارغ از حال بچه، آخرین وظیفه اى را كه مى بایست خانه را محیطى پرمعنى و قابل تحمل كند، روى به اداره و كارخانه و عالم نهاد. مغرورانه در مغازه كنار مرد ایستاد و مثل او كار كرد! فكر كرد و سخن گفت و بیشتر این آزادى از راه تقلید به دست آمد.
زن عادات نیك و بد این مرد از مُد افتاده را یكى پس از دیگرى یاد گرفت؛ مانند او سیگار كشید. مانند او شلوار پوشید و موى سرش را مثل او اصلاح كرد و در بى اعتنایى به مقدسات و در الحاد، به رفتار او گرایید. همانندى روزانه، مردان را زنانه و زنان را مردانه ساخت. مشاغل همسان و محیط یكسان و دواعى یكسان، هر دو جنس را تقریباً به یك شكل در آورد. پس از یك نسل، لازم خواهد آمد كه براى تمییز مرد از زن، بر هر یك ورقه اى بچسبانند تا از پیشامدهاى ناگوارى جلوگیرى شود، تازه بازهم نمى توان امیدوار بود...).{2}

- انگیزه اقتصادی: زنان در واقع کارگرانی ارزان، بی منت و ترسو بودند که نیروی کار سرمایه داران را فراهم می کردند.
به گفته ویل دورانت: بعد از صنعتى شدن كشورهاى غربى، سرمایه داران و كارفرمایان به جست وجوى نیروى كار ارزان برخاستند و چون زنان تا آن زمان و در آن كشورها، درآمدى نداشته و طبعاً مى پذیرفتند مزدى كمتر از مردان به آنان پرداخته شود، كارخانه داران در صدد سوء استفاده از این وضع برآمدند. شعارهایى از قبیل: «زنان باید آزاد باشند، در چهار دیوارى خانه محصور نمانند، استقلال اقتصادى داشته باشند و در صحنه هاى اجتماعى به كار و سازندگى مشغول شوند و...» دستاویز خوبى براى كارخانه داران بود بتوانند زنان را به محیط كارخانه ها بكشانند و از آنان بهره بردارى اقتصادى كنند.
وقوع انقلاب صنعتى در قرن نوزدهم، در گسترش و تعمیق جنبش هاى اجتماعى زنان اروپایى تأثیر به سزایى داشت. پیدایش صنایع بزرگ و متمركز و رقابت شدید كارفرمایان، در تولید كارهاى ارزان تر براى به دست آوردن بازارهاى خارجى، سبب شد آنان به زنان به عنوان نیروى كار ارزان و مطیع توجه ویژه اى داشته باشند. طرح شعار «مالكیت زنان»، مى توانست به عنوان عاملى در جذب بیشتر آنان به بازار كار به حساب آید. بنابراین كارفرمایان، از اولین مدافعان حق مالكیت زنان بودند؛ زیرا تا آن زمان، زنان اروپایى از تصرّف در اموال خود محروم بودند و پس از ازدواج، شوهران آنها مالك اموال همسر مى شدند.»

- انگیزه سیاسی:  نظام های دموکراتیک مبتنی بر رأی هستند و نیمی از افراد جامعه را زنان تشکیل می دهند. این سیاست منجر شد تا سیاستمداران با حمایت از جنبش فمینیستی بتوانند حامی و طرفدار برای حزب خود داشته باشند.در نظام هاى مردم سالار (دموكراتیك) كه مدعى اتكاى حكومت بر آراى مردم است، جاه طلبان و شیفتگان قدرت، چون زنان را انعطاف پذیرتر و تأثیر تبلیغ ها را در آنان بیشتر مى یافتند و از طرفى محتاج آراى بیشترى بودند، كوشیدند آنان را به میدان اجتماع و سیاست وارد كنند و با فریفتن و تحت تأثیر قرار دادن آنان، آراى بیشترى به دست آورند و بر اریكه قدرت تكیه زنند.(3)

در نتیجه، آزادی به معنای بی بند و باری در پوشش، فایده ای جز بی ارزش کردن جایگاه زن و همچنین نگاه تجاری کردن به او ندارد؛ جامعه را دچار تزلزل می کند.

 

پی نوشت :

1) مسئله حجاب، استاد شهید مطهری (با تلخیص و تصرف)

2) ویل دورانت، لذات فلسفه، همان، صص 150، 153.

3) محمد تقى مصباح یزدى، جزوه حقوق و سیاست در قرآن درس 206.





طبقه بندی: حجاب پسران،  حجاب دختران،  سیره معصومین(علیهم السلام)،  داستان و راستان،  گفتار بزرگان،  متفرقه،  احکام، 
برچسب ها: فلسفه حجاب، جنبش فمینیسم، مولانا و حجاب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 24 فروردین 1392 توسط : Ali
خواسته یا ناخواسته دلفریبی می کرد و زیبایی صورتش را به انسان ها نشان میداد اما غافل از این که مردمان پاک زیبایی ظاهر او را نمی دیدند بلکه گداخته آتش های به پا خواسته از نافرمانی خداوند را می ببنند مردمانی پاک همچون رجبعلی خیاط.
فرزند این عارف بزرگوار در گفتگو با کیهان فرهنگی می گوید:
پدرم با چشم برزخی چیزهایی می دید که دیگران نمی دیدند. یکی از دوستان پدرم می گفت: یک روز با جناب شیخ به جایی می رفتیم، یکدفعه دیدم جناب شیخ با تعجب و حیرت به زنی که موی بلند و لباس شیکی داشت نگاه می کند! از ذهنم گذشت که جناب شیخ به ما می گوید: چشمتان را از نامحرم برگردانید و حالا خودش اینطور نگاه می کند! فهمید. گفت: تو هم می خواهی ببینی که من چه می بینم؟ ببین"من نگاه کردم!
دیدم همینطور از بدن آن زن، مثل سرب گداخته، آتش و سرب مذاب به زمین می ریزد و آتش او به کسانی که چشم هایشان به دنبال اوست سرایت می کند. جناب شیخ گفت: این زن راه می رود و روحش یقه مرا رفته، او راه می رود و مردم را همین طور با خودش به آتش جهنم می برد.

حجاب و عفاف





طبقه بندی: داستان و راستان،  گفتار بزرگان، 
برچسب ها: دلفریبی، زیبا، گداخته آتش، نافرمانی خداوند، رجبعلی خیاط، نامحرم، لباس،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 فروردین 1392 توسط : داود
فلسفه سوم: حجاب به منظور استثمار زنان است

عده ای با یکی دانستن تاریخ زن در دوره های گذشته تاریخی و تعمیم دادن سرنوشت غربی او بر کل نظام های حکومتی دنیا؛ چنین فرض کرده اند که علت حجاب و نوع پوشش در اسلام، بخاطر استثمار و بهره کشی از زنان بوده است و هدف از آن نوعی تسلط و برتری دادن مردان بر زنان است و این دو قشر را یکی زیر دست دیگری را زبر دست فرض کرده اند.

برخی علت وجوب حجاب و پوشش را در اسلام را نشانه ی تحقیر زن و مملوک بودن او و در خدمت اوامر مرد اش دانسته اند و این قانون زن را هر چه بیشتر در خدمت مرد قرار می دهد؛ و از این رو با دستاویز قرار دادن حجاب، علیه نظام حقوقی اسلام به اعتراض پرداخته اند و با هجوم گسترده ای، اکثر عقاید و ارزش های جامعه ی اسلامی را مردود دانسته اند.




همچنانکه امروزه شاهد هستیم، با تاسیس شبکه های ماهواره ای به تبلیغ ضد ارزش ها و تحقیر قوانین اسلامی می پردازند مثل شبکه های "من و تو" ، "gemTV "، "فارسی وان" و ... که سردمدار این هجمه ی عظیم فرهنگی هستند و با بکارگیری روش های زیرکانه ای به جنگ نرم مشغول هستند! این شبکه ها، حجاب را مانع از آزادی زنان و نشانه ی مالکیت مردان بر زنان می دانند و تنها راه آزادی را کناز گذاشتن حجاب می دانند.

با تلقین شعار هایی از قبیل اینکه" در اسلام زنان باید خانه نشین و پرده نشین باشند" ، " زن در اسلام با ازدواج جزء ما یملک مرد می شود" و همچنین " در اسلام زنان نباید با مردان نشست و برخاست داشته باشند" قصد دارند تا حس کمال جویی زنان را ترغیب کنند و اسلام را یک دین متحجر و کهنه قلمداد کنند.

  

بررسی این نظریه در ادامه مطلب


طبقه بندی: حجاب پسران،  حجاب دختران،  داستان و راستان،  گفتار بزرگان،  احکام،  تربیتی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 اسفند 1391 توسط : Ali
یکی از فلسفه های حجاب ایجاد امنیت بیشتر زن در برابر مردان است

در زمان های گذشته، بخاطر نبودن حکومت عدل و همچنین قوانین بازدارنده؛ و روی کار بودن حکومت های پادشاهی و دیکتاتوری، جان و مال و ناموس افراد از شرّ ایادی حکومت در امان نبوده است. همچنان که چنین ضرب المثلی رایج شده بوده است: استر ذهبك و ذهابك و مذهبك : پول و مسافرت و عقیده خود را آشكار نكن!




چنان که نقل شده است در زمان انوشیروان عادل!! ، نقل شده كه وقتی‏ یكی از سرهنگان ارتش او زنی زیبا داشت . انوشیروان به قصد تجاوز به زن‏ او در غیاب او به خانه‏اش رفت . زن جریان را برای شوهر خود نقل كرد . بیچاره شوهر ، دید زنش را كه از دست داده سهل است جانش نیز در خطر است . فورا زن خویش را طلاق گفت . وقتی انوشیروان مطلع شد كه وی زنش‏ را طلاق داده است به او گفت شنیدم یك بوستان بسیار زیبائی داشته‏ای و اخیرا آن را رها كرده‏ای ، چرا ؟ گفت جای پای شیر در آن بوستان دیدم‏ ترسیدم مرا بدرد . انوشیروان خندید و گفت دیگر آن شیر به آن بوستان‏ نخواهد آمد .



ادامه مطلب


طبقه بندی: حجاب پسران،  حجاب دختران،  داستان و راستان،  گفتار بزرگان، 
برچسب ها: فلسفه حجاب، حجاب امنیت زن،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 اسفند 1391 توسط : Ali
  • تعداد کل صفحات : 11  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...